CIRIS has a new look. Visit the new site →
این صفحه توسط ماشین ترجمه شده است. اگر چیزی نادرست به نظر می‌رسد، لطفاً یک مشکل گزارش دهید — مخزن به دلیلی عمومی است. گزارش مشکل ترجمه

بازگشت به لابی

مِش قانون اساسی

بخشی که باید بایستد

CIRIS یک مِش قانون اساسی غیرمتمرکز و پساکوانتومی است: وجدانی ماشینی که روی لایهٔ هماهنگی می‌رود که ساخته شده تا در برابر تصاحب مقاومت کند. مدل‌های باز هوش مصنوعی تنها زمانی جلوی انباشت قدرت در یک جا را می‌گیرند که کسانی که آن‌ها را اجرا می‌کنند بتوانند همدیگر را پیدا کنند، همدیگر را وارسی کنند و بدون واسطه‌ای که بشود خرید، مسدود یا نابودش کرد با هم کار کنند. آن لایهٔ هماهنگی همان بخش باربر است. ما یکی ساختیم. این صفحه ادعا را رک و روشن می‌گوید تا بتوانید به آن حمله کنید.

یک مِش هماهنگی غیرمتمرکز، نه وزن‌های باز مدل و نه ابزارهای هوشمند عامل، بخش باربر هر نقشهٔ متن‌باز برای پخش‌ماندن قدرت هوش مصنوعی است. اگر بشود مِشی ساخت که در برابر تصاحب مقاوم باشد، بازیگران مستقل بسیاری می‌توانند هر شرکت یا دولتی را از قفل‌کردن آینده به نفع خود محروم کنند. اگر نشود ساخت، استدلال ایمنی متن‌باز با معیارهای خودش شکست می‌خورد.

ادعا عمداً در قوی‌ترین شکلش گفته شده است. و مِش یک پیشنهاد نیست. در حال اجراست. پس پرسش دیگر این نیست که آیا چنین چیزی می‌تواند وجود داشته باشد. پرسش این است که آیا همین یکی در برابر تصاحب مقاومت می‌کند، و این پرسشی است که با حمله‌کردن به آن می‌توانید پاسخش را بیابید.

پنج مقدمه. هرکدام را بشکنید، ادعا فرو می‌ریزد.

P1 · تمرکز از سوءاستفاده بدتر است

بزرگ‌ترین خطر هوش مصنوعی پیشرفته این است که یک بازیگر کنترل آینده را برای همیشه قفل کند، نه اینکه بازیگران بسیاری از مدل‌های کوچک سوءاستفاده کنند. اگر این ترتیب را وارونه کنید، هرچه پس از آن می‌آید هم وارونه می‌شود.

وضعیت: یک شرط‌بندی است که با ارزش‌ها وزن گرفته. نمی‌توانیم بگوییم چه مشاهده‌ای آن را از بین می‌برد، و همین را هم می‌گوییم.

P2 · بازی برنده‌همه‌چیز برنده می‌خواهد

رقابت بازار زیر سایهٔ هوش مصنوعی دگرگون‌کننده به سمت یک برندهٔ واحد اشاره دارد که ارزش‌هایش را سهام‌دارانش شکل می‌دهند. بیرون‌آمدن از آن مسابقه در حالی که ساختار دست‌نخورده بماند، خطر یک نتیجهٔ بد و همیشگی را دارد.

وضعیت: در اصل می‌توان آن را با نحوهٔ واقعی تمرکز بازارها سنجید. هنوز هیچ ابطال‌کننده‌ای ثبت نشده است.

P3 · کامپیوترهای کوچک توانا می‌مانند

کار با ابزارها و داربست‌های هوشمند به مدل‌های باز روی سخت‌افزار معمولی اجازه می‌دهد کاری را انجام دهند که تا چندی پیش فقط از عهدهٔ مرز فناوری برمی‌آمد. خندق آموزش واقعی است. خندق توانایی در عمل نشت می‌کند.

وضعیت: اندازه‌گیری‌شده، و تنها مقدمه‌ای که مرگ روشن دارد: اگر شکاف توانایی دوباره باز شود و باز بماند، این مقدمه می‌میرد و راهبرد عوض می‌شود. کمیتی متحرک است، پس زیر نظر می‌ماند.

P4 · یک آستانه، نه یک مسابقه

بازیگران پراکنده لازم نیست از مرز فناوری جلو بزنند. آن‌ها باید بالای خطی بمانند که در آن رفتن، وارسی‌کردن و نه‌گفتن ممکن باقی می‌ماند، تا هیچ‌کس نتواند رقیبانش را ارزان سرکوب کند. این آستانه از برابری خیلی پایین‌تر است، و همان آستانه‌ای است که اهمیت دارد.

وضعیت: یک شرط‌بندی است و در همین صفحه علامت خورده. هیچ‌کس صورت‌بندی نکرده است که آستانه کجا می‌نشیند.

P5 · یک جمعیت، یک بازیگر نیست

یک میلیون ماشین توانا اما تنها، جمعیتی از آدم‌های علاقه‌مند است. آنچه آن‌ها را به چیزی تبدیل می‌کند که می‌تواند قفل‌شدن را رد کند، هماهنگی قابل‌اعتماد است: پیداکردن همدیگر، تأیید همدیگر، به‌اشتراک‌گذاشتن نرم‌افزار، و همکاری بدون گلوگاهی که بشود آن را خرید، احضار قضایی کرد یا از کار انداخت.

وضعیت: ادعایی محتوایی است، نه مسئله‌ای تعریفی. بازارها و گله‌ها بدون ریلی که کسی طراحی کرده باشد هماهنگ می‌شوند، پس آنچه P5 واقعاً می‌گوید این است که هماهنگی طراحی‌نشده برای رد کردن قفل‌شدن کافی نیست. این حرف قابل مناقشه است، و در استدلال کار واقعی می‌کند.

وزن‌های باز و داربست‌های خوب ورودی‌های لازم‌اند. فرض پابرجای ما این است که به‌قدر کافی خوب، کافی است: CIRIS دنبال مرز پیشرفت نمی‌دود، آستانه را نگه می‌دارد. مسئلهٔ مهندسی متمایز، حل‌نشده و باربر، هماهنگی‌ای است که در برابر تصاحب مقاومت کند.

حفاظ یا گشودگی، یک انتخاب دروغین است

بحث ایمنی هوش مصنوعی همیشه دو در پیش می‌گذارد. پشت یکی، ایمنی یعنی حفاظ‌هایی که مرکز آن‌ها را در دست دارد، یعنی همان مسئلهٔ تمرکز قدرت با نشان ایمنی بر سینه. پشت دیگری، گشودگی یعنی پخش‌کردن توانایی خام و امید به بهترین، و سوءاستفادهٔ پراکنده زیرساختش را از همین راه به دست می‌آورد.

تمام هدف CIRIS این است که با کنار هم گذاشتن دو چیزی که این درها جدا نگه می‌دارند، آن انتخاب را نپذیرد. هر عامل CIRIS زیر یک وجدان ماشینی کار می‌کند: قانون اساسی که به درون هر تصمیم برده می‌شود، همراه با رسیدهای امضاشده و یک کلید خاموشی واقعی در دست انسان‌های نام‌برده‌شده. و این وجدان روی مِشی می‌رود که ساخته شده تا در برابر تصاحب مقاومت کند، پس وجدان هم مال هیچ‌کس نیست.

هیچ‌کدام از این دو نیمه به‌تنهایی کار نمی‌کند. وجدانی که زیر کنترل مرکزی باشد، حفاظی است با رفتار مؤدبانه‌تر. مِش بدون وجدان فقط پخش‌شدن است و همان نگرانی سوءاستفاده‌ای را که خودش دعوت می‌کند سزاوار خواهد بود. این صفحه از مِش دفاع می‌کند چون بخش حل‌نشده همان مِش است. آنچه روی آن می‌رود هوش مصنوعی وجدان‌دار است. نکته همین است.

مِش در حال اجراست

ریشهٔ نهایی اعتماد در اوت 2026 جا افتاد: یک رکورد پیدایش امضاشده، تأییدشده با حد نصاب دو از سه نفرِ نام‌برده، که نشانی نخستین سرور مرجع را درون بایت‌های امضاشده با خود دارد. پیوستن در هیچ حلقه‌ای از زنجیره به نام دامنه نیاز ندارد. سرورهای مرجع بیشتری همین حالا در حال آمدن هستند.

کلیدهای پشت آن حد نصاب هم فقط یک ادعا نیستند. هرکسی می‌تواند بررسی عمومی را دوباره اجرا کند که ثابت می‌کند هر شش کلید درون سخت‌افزار اصیل FIPS 140-3 ساخته شده‌اند، با میان‌افزار و سیاست لمس که در خود گواهی‌ها ثبت شده است.

واسطه‌ای برای تصاحب نیست

همتاها از راه رکوردهای امضاشده همدیگر را پیدا می‌کنند و نرم‌افزار می‌گیرند، نه از راه فروشگاه‌های اپ، مخزن‌های بسته یا نام‌های دامنه.

هرکسی می‌تواند یک ریشه بسازد

ریشهٔ CIRIS پیش‌فرضی است که همراه نرم‌افزار می‌آید، و هرگز تنها گزینه نیست. هر اپراتوری می‌تواند ریشه‌ای به همان اندازه معتبر بسازد، و هر کلاینت خودش انتخاب می‌کند به کدام ریشه‌ها اعتماد کند. ریشهٔ همراه نرم‌افزار یک پیش‌فرض است، نه ریشهٔ یگانه.

پاسخگویی، نه سهم

جایگاه از پاسخگوبودن می‌آید، از راه زنجیره‌ای زنده تا یک انسان پاسخگو قابل ردیابی است، نه از ثروت. و اعضای جعلی نمی‌توانند خودشان را با رأی وارد کنند: حد نصاب‌های پذیرش که اهمیت دارند بنیان‌گذاران را می‌شمارند، نه جمعیت را.

چهار حمله‌ای که بیش از همه می‌خواهیم امتحان شوند

قانون اساسی دفتری عمومی از خطرهای شناخته‌شده نگه می‌دارد، که هرکدام به شکل یک شرط‌بندی با راه جایگزین نوشته شده‌اند. بیرون از آن دفتر، این دو جا هستند که فکر می‌کنیم ادعا بیش از همه در برابرشان بی‌پناه است. ترجیح می‌دهیم به آن‌ها ضربه بزنید تا اینکه تماشایشان کنید.

پیش‌فرض‌ها مرکز می‌شوند

هر سامانهٔ غیرمتمرکزی در تاریخ یک مرکز عملی درآورده است: BitTorrent ترکرها را گرفت، ایمیل Gmail را، و پژوهش‌ها دربارهٔ همکاری باز نشان می‌دهند که رشد به هر حال حکومت چند نفر را می‌زایاند. ریشهٔ ما به‌عنوان پیش‌فرض عرضه می‌شود و بیشتر مردم هرگز پیش‌فرض‌ها را عوض نمی‌کنند، پس تکثر فقط از کسانی محافظت می‌کند که از آن استفاده کنند. پس آزمون واقعی این نیست که آیا کسی می‌تواند ریشهٔ دیگری بسازد. آزمون این است که آیا ریشهٔ دیگری می‌تواند بدون اجازهٔ ریشهٔ مستقر، از نظر اجتماعی و اقتصادی سرپا بماند. اگر بتوانید نشان دهید که نمی‌تواند، داستان مقاومت در برابر تصاحب شکست می‌خورد. ریاضیات سقف که باقی مانده است پرسش را تیزتر می‌کند: ریشه‌هایی که نرم‌افزار یکسان، پیش‌فرض‌های یکسان و مدل‌های یکسان را اجرا می‌کنند به هم پیوسته‌اند، و ریشه‌های به‌هم‌پیوسته یک ریشه‌اند که نام‌های بسیار پوشیده است. در همبستگی نصف، هزار ریشه دو ریشه شمرده می‌شود. پس صورت اندازه‌پذیر پرسش این نیست که آیا بدیل‌ها می‌توانند وجود داشته باشند. این است که ریشه‌ها واقعاً چقدر به هم پیوسته‌اند، و ابزار N_eff خودِ شبکه را می‌توان دقیقاً به همان نشانه گرفت.

انسان‌های ساختگی

جایگاه به جای سهم بر انسان‌های پاسخگو استوار است. تیزترین پرسش این است که آیا این در برابر دشمنی که می‌تواند انسان پاسخگو بسازد دوام می‌آورد: عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی با مدارک واقعی، متولیان زیر فشار، یا صرفاً کارمندانی صبور. این بزرگ‌ترین پرسش باز ماست، و همین را می‌گوییم.

آستانه یک شرط‌بندی است

فرض ما این است که به‌قدر کافی خوب، کافی است: دویدن دنبال مرز پیشرفت در کار نیست، فقط نگه‌داشتن خطی که پشت آن وارسی‌کردن، رفتن و نه‌گفتن ممکن می‌ماند. هنوز کسی روشن نکرده است که آن خط دقیقاً کجاست، یعنی با چه ترکیبی از توانایی، مشارکت و هماهنگی، شبکه‌ای که تصاحب‌شدنی نیست واقعاً نمی‌گذارد بازیگری بسیار ثروتمندتر، سریع‌تر و خوش‌ارتباط‌تر همه را نزد خود قفل کند. هماهنگی توانایی پراکنده را به قدرت تصمیم پراکنده تبدیل می‌کند. اینکه قدرت تصمیم در حد آستانه کافی است یا نه، ژرف‌ترین پرسش تجربی در این ادعاست، و ما به آن پاسخ نداده‌ایم.

نقطهٔ کور در ابزار خودمان

مقاومت در برابر هویت‌های جعلی به N_eff تکیه دارد، و N_eff سنجشی دوبه‌دو است. نوعی هماهنگی هست که اثبات شده نمی‌تواند آن را ببیند: توافقی که چنان چیده شده که هر دو نفر مستقل به نظر برسند در حالی که کل مجموعه با هم حرکت می‌کند. این مجرا از سمت مدل‌ها شناخته شده است و هنوز روی شبکه اندازه‌گیری نشده. نقطهٔ کور یک ابزار سطح حمله است، پس ما نامش را می‌بریم و از شما دعوت می‌کنیم آن حمله را بسازید.

اثبات فایده (Proof of Benefit)

کارهای تازه درباره قانون‌اساسی‌گرایی الگوریتمی هشدار می‌دهند که بردن حکمرانی به درون پروتکل‌ها سلطه را تمام نمی‌کند: پول، کنترل فنی، یا هویت‌های ساختگی می‌توانند به‌سادگی حاکمان تازه شوند. این هشدار بجاست. مِش با یک مدل امنیتی سوم به آن پاسخ می‌دهد، متفاوت با اثبات کار (proof of work) و اثبات سهم (proof of stake).

جایگاه در حکمرانی CIRIS نه خریدنی است و نه استخراج‌شدنی. بنا بر طراحی، باید آن را به دست آورد: اعتبارهای غیرقابل‌انتقال برای مشارکت‌هایی که می‌توان آن‌ها را به انجام‌دهنده‌شان نسبت داد و جعلشان گران تمام می‌شود. تشویق ارزان وزنی ندارد، و برای کار تمام‌شده می‌توان تأیید طرف مقابل را خواست. صداهای به‌هم‌پیوسته به همان سقفی می‌خورند که همه‌جای CIRIS هست: دار و دسته‌ای که هویت‌ها را چند برابر می‌کند تا وزن یک صدای مستقل فرو می‌ریزد. و اختیارِ به‌دست‌آمده محدود می‌ماند، پس‌گرفتنی است، و راه اعتراض به آن باز است. مثل اختیار هر کس دیگری فرسوده می‌شود، سابقه و پیشکسوتی هم همین‌طور. هرگز به حاکمیت همیشگی تبدیل نمی‌شود.

این تصاحب را از میان نمی‌برد، و قانون اساسی هم همین را می‌گوید: حکمرانی بر پایه اعتبارِ به‌دست‌آمده در مقیاس بزرگ شرط‌بندی‌ای است که به آن اعتراف می‌کنیم، نه نتیجه‌ای تأییدشده، و گرفتن بازیگرانِ به‌هم‌پیوسته و زیرک هنوز کاری ناتمام است. آنچه اثبات فایده عوض می‌کند حسابِ کار است. برای اینکه مهاجم نفوذ مشروعی بر میدان مشترک پیدا کند، اول باید مثل یک عضو ارزشمند آن رفتار کند.

Hu & Rong, “Is Decentralized AI Governable? From Regulative Policy to Constitutive Protocol” (arXiv 2605.24538)

چه ممکن است پیش بیاید، رک و راست

آینده‌ای که این صفحه به سویش کار می‌کند امیدبخش است: مراکز هوش بسیار، انسانی و غیرانسانی، که هیچ‌کدام نمی‌تواند بقیه را از آن خود کند و با هم همکاری می‌کنند، چون ریل‌ها راستگویی را ارزان‌تر از تصاحب می‌کنند. این آینده ارزش ساختن دارد، و مِش همین امروز در حال کار است، چون امیدِ همراهِ زیرساخت از امیدِ بی‌زیرساخت پیش می‌افتد.

اما نسخهٔ تیزش را هم رک بگوییم. اگر مقاومت در برابر تصاحب کار کند، رقابت تمام نمی‌شود؛ یک پله بالاتر می‌رود. دو مِش پخته، یا یک مِش و یک ASI تک‌سالار، می‌توانند در بن‌بستی قفل شوند و بر سر منابع رقابت کنند. بن‌بست همان شکلی است که نگذاشتنِ دوطرفهٔ قفل‌شدن به خود می‌گیرد. پرسش این است که آیا زیست‌پذیر می‌ماند: تعهدهای راستی‌آزمایی‌شده، فدراسیون بر پایهٔ رضایت، و ادغام بدون فتح، اینجا راه‌های واقعی‌اند که رقیبان کدر ندارند، و فشار مسابقه، منابع بیرون از سیم، و خروج از دهلیز زیر فشار جنگ، خطرهای واقعی‌اند که قانون‌های اساسی برشان نمی‌دارند.

اینکه دو مِش قانون‌اساسی‌دار بهتر از دو ASI تک‌سالار در رژیم بازدارندگی هستند یا نه، و اینکه داده‌ها و ستانده‌ها را چطور بسنجیم، پرسشی باز است. ما فکر می‌کنیم دفترهای قابل راستی‌آزمایی و فدراسیونِ شکل‌گرفته از رضایت، ترازو را به سمت ما کج می‌کنند. این را ثابت نکرده‌ایم، و همین را می‌گوییم.

مثل هر چیز دیگر در این صفحه، این کنش زیر عدم‌قطعیت تقلیل‌ناپذیر است. عدم‌قطعیت دلیلی برای صبر کردن نیست. همان چیزی است که از شما دعوت می‌کنیم به آن حمله کنید و کوچکش کنید.

AI 2027 (Kokotajlo et al.) · AI 2040: Plan A · Superintelligence Strategy / MAIM (Hendrycks, Schmidt & Wang) · TASRA (Critch & Russell)

استدلال را بشکنید، یا آنچه را ساخته‌ایم

یک مقدمهٔ شکسته برای ما به اندازهٔ یک پروتکل شکسته ارزش دارد. بر پایهٔ مقدمهٔ نخست، یک راه تصاحب کشف‌نشده در این پشته بدتر از نبودن کل پشته است، چون درست همان اعتمادی را متمرکز می‌کند که ادعا دارد پخشش می‌کند. یافته‌هایی که سامانه را می‌شکنند برای این پروژه از یافته‌هایی که آن را تعریف می‌کنند باارزش‌ترند.

استدلال را بشکنید

مقدمه‌ها در بالا شماره خورده‌اند. هرجا فکر می‌کنید خون می‌آید ببرید، در ملأ عام، و قوی‌ترین نسخهٔ خودتان را بیاورید.

آنچه ساخته‌ایم را بشکنید

هماهنگی میان گره‌ها را تکه‌تکه کنید. عضویت را با هویت‌های جعلی پر کنید. رکوردهای فدراسیون را تصاحب کنید. یک گواهی جعل کنید، یا گواهی یک دستگاه واقعی را زیر کلیدی که خودتان کنترل می‌کنید بازپخش کنید. کد، رکورد پیدایش و مواد مراسم همه عمومی هستند.

این مقدمه‌ها از هوش مصنوعی قدیمی‌ترند، و همین قوت است نه ضعف. این فکر که امکان رفتن، قدرت را مهار می‌کند از Hirschman می‌آید. اینکه امکان انشعاب، آن رفتن را باورپذیر می‌کند، چیزی است که حکمرانی متن‌باز نشان داد. اینکه هماهنگی آدم‌های پراکنده را به یک کنشگر تبدیل می‌کند، Benkler است. اینکه مرکزهای مستقل بسیار می‌توانند بدون یک فرمانروا اداره کنند، Ostrom است. اینکه معماری تعیین می‌کند چه سیاستی ممکن است، Lessig است. اینکه توان محلی کافی برای ایستادن در برابر کنترل مرکزی لازم است، Zittrain است، و رایانهٔ معمولی روی اینترنت باز گواه آن است که این کار می‌کند: ماشین‌های تک‌تک، بسیار ضعیف‌تر از هر نهادی، باز هم عوض کردند که قدرت دست چه کسی باشد. اینکه آزادی را رمزنگاری نگه می‌دارد نه حسن نیت، cypherpunks هستند.

یک جا از cypherpunks جدا می‌شویم و همان جا مهم است. آن سنت بیشتر از فرد ناشناس در برابر قدرت محافظت می‌کرد. CIRIS از آدم‌های پاسخگو که با هم عمل می‌کنند محافظت می‌کند. آنچه از آنِ خودمان می‌دانیم فقط همین ترکیب است: پنجاه سال از آن تبار، به کار بسته بر هوش مصنوعی، با هماهنگی مقاوم در برابر تصاحب به‌عنوان لایهٔ ایمنی باربر.

همسایه‌ها، و تفاوت

تکه‌های این استدلال را خیلی‌ها قبول دارند، و این تأیید است نه مشکل: کسانی که از مسیرهای بسیار متفاوت آمده‌اند به همین تشخیص رسیده‌اند. ادبیات زیرساخت عمومی دیجیتال و هوش مصنوعی حاکمیتی هم به همان شکل می‌رسد: چیزی که بازیگران جدا از هم را به یک سامانه تبدیل می‌کند ریل‌های مشترک و قابل اعتماد است، نه خودکفایی. تا آنجا که ما می‌توانیم بگوییم، هیچ‌کس دیگری این تکه‌ها را در قالب همین ادعا کنار هم نمی‌گذارد و ساخته‌اش را هم عرضه نمی‌کند. همسایه‌ها شایستهٔ نام‌بردن‌اند، و تصحیح‌کردن ما دربارهٔ آن‌ها هم راهی برای حمله به این صفحه است.

d/acc (Vitalik Buterin)

بر این باور است که اینکه چه کسی هوش مصنوعی را کنترل می‌کند مهم‌تر از این است که چقدر باهوش می‌شود، و دفاع غیرمتمرکز در رشته‌های بسیار می‌خواهد. یک جهت است، نه یک سازوکار: هماهنگی را لایهٔ باربر نمی‌نامد و چنین چیزی هم عرضه نمی‌کند.

Prime Intellect

آموزش غیرمتمرکز می‌سازند تا هیچ آزمایشگاهی به‌تنهایی مالک مرز فناوری نباشد. لایهٔ باربر آن‌ها توان محاسباتی است. لایهٔ ما می‌گوید توانایی لبه ورودی‌ای است که همین حالا کار می‌کند، و هماهنگی همان بخشی است که هنوز حل نشده.

نفرین هوش (The Intelligence Curse)

نقشه می‌کشد که هوش مصنوعی چگونه از راه نیروهای معمولی بازار قدرت را متمرکز می‌کند و خواستار غیرمتمرکزکردن آن است. یک تشخیص و یک جهت، بدون سازوکار. ما با تشخیص موافقیم و سازوکار را ساختیم.

شبکه‌های سهم‌محور

Bittensor و همتایانش هماهنگی غیرمتمرکز واقعی را اجرا می‌کنند که با توکن قیمت‌گذاری می‌شود. سهم، حکومت ثروت را برمی‌گرداند، یعنی همان چیزی که قرار بود از آن پرهیز شود. شرط ما به جای آن پاسخگویی است، و همان‌طور که بالا آمد قابل حمله است.

اردوی وزن‌های باز

می‌گوید مدل‌های باز راه پیش رو هستند. ما فکر می‌کنیم وزن‌ها ورودی لازم‌اند، و بدون هماهنگی مقاوم در برابر تصاحب، یک میلیون آدم علاقه‌مند را روبه‌روی یک غول تنها می‌گذارند.

Alice Protocol

نزدیک‌ترین خویشاوند فناورانه: هوشی که مالکیتش با جامعه است و از صفر با مشارکت انبوه مردم آموزش می‌بیند، تا هیچ شرکتی مالک مدل نباشد. پاسخ آن‌ها ساختن خودِ هوش را غیرمتمرکز می‌کند. پاسخ ما می‌گوید مدل‌های معمولی و در دسترس همین حالا به اندازهٔ کافی خوب‌اند، و هماهنگی‌ای را غیرمتمرکز می‌کند که کسانی را که آن‌ها را اجرا می‌کنند به هم وصل می‌کند.

AI Commons

می‌گوید اینکه هوش مصنوعی سودها را متمرکز کند یا پخش کند، به شرایطی بستگی دارد که با آن وارد اقتصاد می‌شود، و برای همین تعهدهای حکمرانی می‌سازد. همان تشخیص، که نهادها آن را حمل می‌کنند. مال ما را مهندسی در سطح قالب انتقال حمل می‌کند که به اجازهٔ هیچ‌کس نیاز ندارد.

پروتکل‌های هم‌کنش‌پذیری عامل‌ها

Anda و همتایانش برای عامل‌های هوش مصنوعی هویت، حافظه و هم‌کنش‌پذیری غیرمتمرکز می‌سازند، یعنی ریل‌های مشترک تا عامل‌های جدا از هم بتوانند با هم کار کنند. همسایه‌های نزدیک در لایهٔ پروتکل. اما هیچ‌کدامشان این ریل‌ها را تا حد یک ادعای ایمنی دربارهٔ اینکه سرانجام قدرت دست چه کسی می‌ماند بالا نمی‌برند.

وارونگی دسترسی (access inversion)

یک نتیجهٔ نظریهٔ بازی‌ها در سال 2026 فرض کف توانمندی را از بیرون تأیید می‌کند: محدودکردن مدل‌های باز می‌تواند توان را از مدافعان عادی بگیرد، در حالی که دشمنان مصمم به هر حال جایگزین به دست می‌آورند. حفظ آن کف بی‌احتیاطی نیست. می‌تواند همان حرکت دفاعی باشد.

پروتکل بنیان‌گذار

نزدیک‌ترین همسایهٔ دانشگاهی از جهت مخالف نزدیک می‌شود: Hu و Rong می‌پرسند جامعه چگونه می‌تواند هوش مصنوعی‌ای را اداره کند که غیرمتمرکز و تصاحب‌ناپذیر شده است. ما می‌پرسیم جامعه چگونه بخشی از هوش مصنوعی را تصاحب‌ناپذیر نگه می‌دارد وقتی بقیه متمرکز و بسیار قدرتمند می‌شود. همان مشاهدهٔ معماری، ترس وارونه. هر دو می‌توانند درست باشند.

موضع‌های بیرونی با حسن نیت از نوشته‌های عمومی خلاصه شده‌اند. اگر هرکدام را اشتباه فهمیده‌ایم، آن هم ارزش یک ایشو را دارد.

CIRISsafe by structure · open by principle · kind by design